مرغ همسایه غازه...111

فقط چند ماه از آغاز به کار دولت نهم سپری می شد که یک واژه جدید به دایرة المعارف سیاسی- اقتصادی ایران اضافه شد. یک واژه فرانسوی به نام پوپولیسم (populism) که همگان زادگاهش را آمریکای لاتین می دانند.

این واژه در سال ۸۴ آنقدر در رسانه های مکتوب ومجازی ودر میتینگ های انتخاباتی و اظهارنظرهای بعد از آن تکرار شده بود که حالا، همه از بچه های دبیرستانی روزنامه خوان تا بازنشسته های اهل خبر و خانم های خانه دار هم این واژه برای گوش هایشان آشنا بود. به یاد دارم آن زمان آنقدر این واژه به عنوان یک مسئله نکوهیده و پلید در جامعه مطرح بود که کسا‌نیکه اطلاعات چندانی در باب مسائل جاری نداشتند یا خود را به ندانستن زده بودند وقتی می خواستند در نقد دولت نهم سخن برانند با صدای بلند و سینه ستبر می گفتند: این دولت پوپولیسم است!


اگر پوپولیسم را مردم گرایی یا حتی عوام گرایی بدانیم به نظر نگارنده می تواند حتی مثبت قلمداد شود و اگر عوامفریبی بدانیم قطعا بد است! اما در این مجال کوتاه قصد دارم با مرور کوتاهی بر گذشته دلایل شهره شدن دولت های نهم و دهم به پوپولیسم گرایی به خصوص در حوزه اقتصاد و مقایسه آن با حال حاضر را یادآور شوم:

اگربه چند سال پیش برگردیم قطعا یکی از دلایلی که آن روزها دولت نهم به دولت پوپولیسم معروف شده بود علاوه بر شخصیت ذاتی و حتی طرز لباس پوشیدن و سخن گفتن احمدی نژاد و شعارهای مطرح شده توسط او در رقابت های انتخاباتی، شاید آغاز پرداخت وام ازدواج به جوانان، آغاز ساخت مسکن برای افراد کم درآمد، پرداخت نقدی یارانه ها، سفرهای استانی و داد و ستد نامه های مردمی و.... را می توان نام برد. آن روزها کسانی که امروز در وزارتخانه های دولتی معاون و مشاور و مدیر هستند یا به طور مستقیم و یا از طریق رسانه های منسوب به اصلاح طلبان، دولت نهم و بعدها دهم را به گسترش عوامفریبی، گداپروری و حیف و میل کردن ثروت های ملی متهم می کردند. تا آنجا که یکی از خبرنگاران وابسته به همین جریان فکری که امروز به فعالیت در رسانه های معاند علیه جمهوری اسلامی مشغول است در یادداشتی تحت عنوان آواز دلفین ها مردم استقبال کننده از رئیس جمهور در سفرهای استانی را به دلفین های گرسنه ای تشبیه کرده بود که برای ربودن لقمه ای از دست مربی خود صف کشیده اند. گرچه مسئولان آن روزنامه ، بدون اخراج فرد مذکور فقط به یک عذرخواهی ساده کفایت کردند اما بسیاری از مدعیان امروز سکوت توام با رضایت را انتخاب کرده بودند. نگارنده نه به پوپولیسم بودن دولت های نهم و دهم و نه دولت یازدهم اعتقادی نداشته و ندارد بلکه اگر پوپولیسم را در معنای بدش، مترادف با عوامفریبی بدانیم پوپولیسم حقیقی را قدرت هایی می دانم که با امپراتوری دروغین رسانه ای خود دست به کتمان حقایق و وارونه جلوه دادن آن می زنند تا آنجا که با عوامفریبی توسط رسانه های خود، ایران را خطر هسته ای و رژیم صهیونیستی را با داشتن صدها کلاهک هسته ای نماد صلح معرفی کرده و یا از جنبش ۹۹ درصدی وال استریت اقلیت یک درصدی متشکل از اوباش می سازند. با این حال روی سخنم با کسانی است که دیروزی ها را پوپولیست میدانستند اما خود امروز گوی سبقت را در پوپولیسم گرایی (طبق تعریف خود) از دیگران ربوده اند!

اگر در دولت نهم وام های ۳ میلیون تومانی برای تسهیل ازدواج جوانان به آنها داده می شد و منتقدان دیروز و مسئولان امروز، دولت را به ایجاد اشتغال پایدار و تامین مسکن را به جای پرداخت وام توصیه می کردند و می گفتند بهتر است به جوانان ماهیگیری یاد دهیم تا به آن ها ماهی دهیم حالا خودشان این مبلغ را افزایش داده اند بی آنکه خبری از عوامفریبی و سوء مدیریت و ... باشد.

 

وقتی محمود احمدی نژاد ازمراکز خیریه و شیرخوارگاه ها دیدن می کرد و کودکان را در آغوش می گرفت و با آنان عکس یادگاری می انداخت، فریادها به هوا بلند می شد که این یعنی پوپولیسم و نمایش! و امروز رئیس دولت یازدهم با گذشت ۵ ماه از مسئولیتش به بهزیستی و شیرخوارگاه رفته و با کودکان بی سرپرست عکس یادگاری گرفته است و این عکس ها هم در رسانه ها منتشر شده است.

اما امروز هیچ کس ایشان را به عوامفریبی متهم نکرده است چنان که دلیلی هم برای این کار وجود ندارد و در آخر رسانه ها و کارشناسا‌نی! که آن روزها دولت نهم و دهم را به جمع کردن مردم پشت اتومبیل رئیس جمهور و تصویب مصوبات بدون برنامه در سفرهای استانی (بدون کوچکترین اطلاعی) متهم می کردند، امروز به استقبال پرشور مردم از رئیس جمهور و وعده های ایشان در سخنرانی برای مردم خوزستان افتخار می کنند. همه چیز شبیه هم است اما همه شاکیان دیروز، مدافعین امروز شده اند.

 

گر چه بنده احمدی نژاد و روحانی را پوپولیست نمی دانم و اصولا به چنین واژه ای معتقد نیستم اما سوال اینجاست: پوپولیسم روحانی چه تفاوت هایی با پوپولیسم احمدی نژاد دارد؟

 

 
+نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٢٥ساعت۱۱:٥٤ ‎ق.ظتوسط سیدابوالقاسم نبوی | نظرات ()
طبقه بندی: ()